مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
272
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> من الفرات ووضع بالعراء عرياناً ورفع رأسه على القنا ، السّيوف غاسله والتّراب كافوره ملطّخ بالدِّماء ومطروح في أرض كربلا » 2 . بالجملة ، چون بشير بن حذلم چنانكه در كتب مقاتل وتواريخ مسطور است ، خبر وصول حضرت امام زين العابدين وأهل بيت طاهرين صلوات اللَّه عليهم أجمعين را به أهل مدينه باز رساند ، در مدينه هيچ مخدره نماند ؛ جز اينكه از پردهء خويش بيرون شدند وجامهء سياه بر تن بياراستند وبه ويل وثبور وناله وندبه وفرياد ، آثار محشر نمودار ساختند اشكبار بيرون تاختند . در كتاب رياض المصايب و . . . مروى است كه پنج مرتبه مدينه را شورش بزرگ وآشوب عظيم درسپرد : اوّل ، در واقعهء أحد كه به دروغ از شهادت رسول خدا خبر آوردند . دوم ، در روز وفات خلاصهء موجودات . سيم ، گاهىكه خبر شهادت أمير المؤمنين عليه السلام را بشنيدند . چهارم ، در هنگام وداع حضرت سيّد الشهدا عليه السلام از مدينه . پنجم ، در زمان مراجعت أهل بيت از شام . بالجملة ، مردم مدينه نالان وگريان وافغانكنان وبر سر وروى زنان وخاك بر سر ريزان با پاى برهنه وگريبان چاك از مدينه بيرون آمدند وهمى موى بكندند وروى بخراشيدند وخروش برآوردند واز خاك وخاكستر بستر ساختند ومبهوت ومتحير ، مانند امواتى كه در عرصهء عرصات از قبور بيرون آيند ، نظر به هرسوى گشودند وزن ومرد وسياه وسفيد وبزرگ وكوچك حتى أطفال صغير از خانهها وغرفهها بيرون دويدند ونالهء : « وا حسيناه ! وا غريباه ! وا محمّداه ! » بركشيدند وخروشى بزرگ از كوچهء بني هاشم برخاست وجوانان بني هاشم دسته به دسته وجوقه به جوقه نالان وگريان بيامدند . وچون از آن قضية خبر يافتند ، خود را بر خاك وخاره بينداختند وبر سر وصورت بنواختند وبا زنان وكسان خويش از مدينه بيرون شتافتند واز هريك بپرسيدند وخبر شهادتش بشنيدند بر گريه وزارى وندبه وبىقرارى بيفزودند وشور ومحشر تازه ساختند وآنگونه اضطراب وپريشانى در أحوال مردم مدينه روى داده بود كه چون ديوانگان مىنمودند وبه آن مكان كه آل رسول فرود شده بودند ، روى نهادند واز سر ودوش يكديگر بر مىآمدند وچنان مىگريستند كه سنگ را آب وآب را كباب مىساختند وزمين وزمان را به ستوه ودل جن وانس را مجروح كردند وتا قيامت ، أبواب مصيبت بر خلق زمانه گشودند . بيان ورود أهل بيت أطهار سلام اللَّه عليهم به مدينهء طيّبه چنانكه در بحر المصايب از عمّان البكاء ومفتاح البكاء ومقتل ميلانى مسطور است ، جناب زينبكبرى أساس عزا را برپا داشته وأهل حرم را در يكجا نشانيده واشيا وأسباب شهدا را نيز گرد آورده ومشغول ناله وگريه بودند . ناگاه غلغلهء أهل مدينه وزنان مهاجر وأنصار بلند شد . آن حضرت بفرمود تا ايشان را استقبال كردند . -